صدق نیت 3

۱۳۹۵/۶/۲۰ شنبه
(0)
(0)
صدق نیت 3
صدق نیت 3
ادامه ی حکایت از امام محمد غزالی در کتاب احیاء علوم الدین :
ابلیس  در تصویر پیر خطاب به عابد گفت:
تو مرد درویشی و چیزی نداری . شاید دوست داری از مردمان بی نیاز شوی ؟
عابد گفت : آری ، ابلیس گفت : از این کار ( بریدن درخت) باز گرد ، تو را بر من ( تعهد می کنم) کلهر شبی نزدیک سر تو ( زیر بالش تو ویا زیر تشک خواب تو ) دو دینار بنهم ،
چون بامداد برخیزی آن را بگیری و بر نفس خو و عیال خود فقه کنی  و برادران را صدقه  دهی.( مبلغ را برای خود و افراد تحت سرپرستی خود و نیز نیازمندان هزینه کنی )

پس آن تو را و مسلمانان را سودمند تر ازقطع کردن و بریدن این درخت باشد  که به جای آن دیگر نشانند ....( به فرض که این درخت را قطع نمودی ، درخت دیگری را به جای آن می نشانند و پرستش می کنند  )
 پس عابد بدان چه پیر گفت تفکر کرد  و گفت : پیر ، راست می گوید   ،  من پیغامبر
 نی ام ( نیستم ) که بریدن این درخت بر من لازم باشد ...  و آنچه گفت " منفعت" آن بیشتر است.پس به معبد خود باز گشت .

دقت فرمودید ؟  باید به چند نکته توجه داشت  
یکی این که ابلیس یا شیطان همیشه در مسیر می ایستد ، نه در مبدا و نه در مقصد.
دوم این که شیطان انسان را از فقر می ترساند ، و به این وسیله از اهداف الهی و مصلحتی اش باز می دارد ، وبه سمت اهداف دنیوی و منفعتی اش سوق می دهد.
سوم این که  همیشه از راه به ظاهر خدا پسندانه وارد می شود ، .

پس شب گذشت  و چون بامداد کرد ،دو دینار نزدیک سر ( بستر) خود دید  و همچنین روز دیگر ، پس روز سوم ..... پس از آن بامداد کرد و چیزی ندید ،در خشم شد و تبر بر دوش نهاد ،ابلیس در صورت پیری پیش او  آمد ، گفت : تا کجا ؟  عابد گفت : این درخت ببرم ،  ابلیس گفت :  دروغ گفتی ،به خدای که تو قادر نه ای ....
پس عابد دست سوی او برد تا اورا بگیرد .... ابلیس او را بگرفت  و بر زمین زد .... بر سینه ی او بنشست  و گفت :  از این کار ( بریدن درخت) باز باش ( دست بردار)  و الا تو را ذبح کنم ، پس عابد بنگریست  خود را طاقت آن ندید ،  خطاب به پیر گفت :
مرا غلبه کردی ، اکنون دست از من بدار  و مرا خبر ده ( آگاه کن ) که چگونه بار اول تو را غلبه کردم  و اکنون تو مرا غلبه کردی ؟
ابلیس در صورت پیر گفت :
بار اول که برای بریدن و قطع کردن درخت( مظهر شرک) اقدام کردی ،  برای خدا در خشم شده بودی  و نیت تو صادقانه و برای خدا و آخرت بود ، پس خدای عزوجل تو را بر من چیره و مرا مسخر تو گردانید.
اما
این بار تو برای نفس خود و دینار در خشم شدی ، پس تو را بر زمین انداختم.

زر که ترازوی نیاز تو شد
. فاتحه ی پنج نماز تو شد / حکیم نظامی

بار اول که برای خدا و با صدق نیت اقدام کردی تا با مظهر شرک مبارزه کنی بر شیطان پیروز شدی ، ولی بار دوم چون برای دنیا و ارضای نفس خود اقدام کردی ، من ( شیطان ) بر تو مسلط شدم.

واین تصدیق قول خدای تعالی است  که :
الا عبادک منهم المخلصین
  { چه بنده از شیطان خلاص نیابد مگر به اخلاص و صدق نیت }

قال فبعزتک لاغوینهم  اجمعین /
 الا عبادک المخلصین
شیطان گفت به عزت خودت قسم که جز انسانهای با صدق نیت و مخلص  همه را اغوا خواهم کرد.
علی ع بارها از پیامبر ص شنیده بود :
که خداوند جز آنچه را که از سر اخلاص باشد نمی پذیرد.
واین حقیقت در جانش نقش بسته بود.
 
علی ع به جز خدا و حقیقت به چیزی دیگر نمی اندیشید ، و این راز موفقیت او بود که در اوج بزرگواری و مردانگی و انسانیت قرار داشت و گفتارش و رفتارش حتی در دل کافری مانند عبد ابن عبد ود تاثیر کرد. داستان نبرد علی ع را با وی همه می دانیم.
مولوی ره از زبان این فرد کافر ،خطاب به علی ع می سراید :

یا علی ع
تیغ حلمت جان ما را چاک کرد.
آب علمت خاک ما را پاک کرد ....  
 گفت من تخم جفا می کاشتم.
من تو را نوعی دگر پنداشتم.

یا علی ع
تو ترازوی احد خو بوده ای.
بل زبانه ی هر ترازو بوده ای ...
من غلام موج آن دریای نور.
که چنین گوهر برآرد در ظهور ...  
یا علی ع
آنچه مرا شکست داد تیغ دو ،دم تو یعنی ذوالفقار نبود ، تو با تیغ حلم و بردباری و گذشت و علم و آگاهی مرا کشتی.من کشته ی عدم و حلم تو هستم.
 یا علی ع  
آنگاه که من  آب دهن به صورت تو انداختم ، تو اسیر خشم  و نفس نشدی ، چرا که تو اهل نماز هستی و قهر و صلح تو ،برای خدا بود نه برای خود.

آن که از بادی رود از جا ،خسی است.
زآن که باد ناموافق خود بسی است.

باد خشم و باد شهوت ،باد آز.
برد او را که نبود اهل نماز ....

دوستان مخلص
اخلاص ویا به تعبیر جنید بغدادی  { صافی گردانیدن اعمال از تیرگی ها }  تجربه ی معنوی دیر یابی است.
و تربیت نفس از برای ادراک و حصول آن ، در زمینه ی فردی و اجتماعی ، بسیار دشوار است .

باید
ابراهیم وار همه ی مظاهر چون درخت و زمین و آسمان و ستاره و ماه و خورشید  و همه ی مظاهر هستی را رها کرد  و یکدل روی در آن معشوق آورد که آفریدگار همه ی اینهاست .
راز و سر این که به حضرت ابراهیم ع لقب خلیل دادند همین جریان و سریان روح آن حضرت در همه ی مظاهر  هستی به عون و استعانت اسم "لطیف "بوده است.

زیرا" لطیف "حقیقی از همه چیز عبور می کند.

روح ابراهیم خلیل ع در همه ی کائنات از ماه و خورشید و ستاره و آب و آتش جاری بود.
{ تو
هرگز از جهان به درستی لذت نخواهی برد ،
مگر
دریا در رگهای تو جاری شود و
جامه ی آبی آسمان را به تن کنی و
تاج ستارگان را بر سر نهی و
خود را وارث تمامی آفرینش بینی.
توماس تراهرن / شاعر قرن 17 انگلیس

تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون.
کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد.
حافظ
مرتبط با این بخش
صدق نیت 1صدق نیت 2
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
قوانین کلیه ضوابط و قوانین فروشگاه مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران ، قوانین تجارت الکترونیک و قانون حمایت از حقوق مصرف کننده می باشد . در صورت هرگونه تغییر در ضوابط و قوانین فروشگاه متعاقبا تغییرات جدید در همین صفحه درج می گردد . درخواست کتاب های کمیابراهنمای خرید برای خرید از فروشگاه پس از اطمینان از موجودیت و قیمت کالای مورد نظر خود ، میتوانید کالا را به سبد خرید خود اضافه نمایید . برای ثبت نهایی سفارش باید وارد حساب کاربری خود شوید. اگر تا کنون حساب کاربری نساخته اید، ابتدا باید در سایت ثبت نام کنید و حساب کاربری خود را ایجاد نمایید. ضمانت اصل بودن کالا کلیه کالاها دارای برچسب هولوگرام بوده و هیچ گونه دخل و تصرفی بر قطعات و اجزای وابسته آنها صورت نگرفته است . کلیه پک کالا بدون کوچکترین آسیب و کم و کیفی از تولید کننده مستقیما خریداری شده و در اختیار مشتری قرار میگیرد. کلیه گارانتی های ارائه شده برای کالاها نیز از جانب شرکت های معتبر و نمایندگان کالاها می باشد.
تایید logo-samandehi
aparatinstagramtelegramfacebookgoogletwiter
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتیطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب - فروشگاه ساز اینترنتی