ارزش حیات 2 ,

۱۳۹۵/۵/۲۸ پنج شنبه
(0)
(0)
ارزش حیات 2
ارزش حیات 2
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام علیکم
صبح بخیر

جوان مغرور، به جوانی چنین می اندیشید که پیر خارکش در عمر خود طعم آسایش نچشیده و معنی عزت و بزرگی را نفهمیده. لذا فکر می کند که حداکثر آسودگی و بزرگی همین است. از این رو ملامتش می کرد تا مگر از خواب غفلت بیدار شود و ذلت از عزت باز شناسد.

اما پیر خارکش به نکته هایی باریکتر و برتر از اینها فکر می کرد. که جوان هنوز به آن نرسیده بود. به قول عنصرالمعالی صاحب کتاب [ قابوس نامه] {پیران چیزها دانند که جوانان ندانند ،}پیر خارکش اگر چه دارای چهره ای پرچین و جامه ای خشن و کم قیمت وظاهری بینوا بود ،ولی فکری بلند و منشی بزررگ داشت. او عزت و سعادت را در پوشش بیش بها و خورش گوارا و ثروت و جاه نمی دانست.

حال بشنویم جواب پیر خارکش را:
جوابی ساکت کننده و سخنی که هیچگاه درخشندگی و ارزش خود را در طول زمان از دست نخواهد داد.
سخنی بر خاسته از منطق ساده ی فطری. و پاسخی عمیق و حکمت آمیز:

 پیر گفتا که چه عزت زین به.
که نیم (نیستم) بر در تو بالین نه.

کای فلان چاشت بده یا نانم.
نان و آبی که خورم و آشامم.  
شکر گویم که مرا خوار نساخت.
به خسی چون تو گرفتار نساخت.

جامی در این حکایت اندیشه را از دنیای آز و نیاز و خواری به جهان عزت و آزادگی وبی نیازی رهنمون می شود، عالم قناعت و وارستگی ،استقلال شخصیت.

کسانی که ارزش حیات را می دانند ،تسلیم مفاسد دنیا نمی شوند ، ومی دانند که قناعت گنجی است پایان ناپذیر، می دانند که توانگری در خرسندی است و آزادی در بی آرزویی.

می دانند که به قول سعدی:
قناعت توانگر کند مرد را.
 
 به خوبی بیاد دارند که پیامبر اکرم اسلام ص فرموده اند:
بی نیازی از بسیاری مال نیست ،وبی نیازی جز بی نیازی نفس نیست.

در گلستان سعدی آمده است :
به دست آهک (آهن) تفته کردن خمیر.
به از دست بر سینه پیش امیر.
مرتبط با این بخش
ارزش حیات1
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتابطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب