درس سحر / زیبایی ,

۱۳۹۵/۵/۶ چهارشنبه
(0)
(0)
درس سحر / زیبایی
درس سحر / زیبایی
بسم الله الرحمن الرحیم 
الهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم 
سلام علیکم و صبح شما بخیر

جوهر دین حب و بغض فی الله است. 
جوهر ادیان ( دین) پرستش خدا و دوری از پرستش هر چیز یا خلق دیگر غیر از خداست و چون معنی خدا با حق و حقیقت و زیبایی و نیکوی و دانایی آمیخته است  تعبیر دیگر سخن این است که ما آدمیان باید 
پیوسته به راه حق برویم و حقیقت را زیر پا نگذاریم
 و چیزی به جای حق و حقیقت بر نگزینیم و هوای نفسانی و  خیالات باطل خود را بر حق برتری ندهیم  
و نیز تسلیم زیبایی و نیکوی و دانایی باشیم  
و اغراض شخصی ما چهره ی زیبایی و چهره ی علم و معرفت را نپوشاند
  و معانی غیر از حقیقت و زیبایی و جمال و...به ما حکومت نکند
 و این است معنای حکومت حق و حق سالاری. 
واین است { جوهر دین }

در فراز فوق از درس سحر روز گذشته  خواندیم که " چون معنی خدا با حق و حقیقت و { زیبایی} نیکوی و دانایی آمیخته است  تعبیردیگر سخن این است که ما آدمیان باید...... 
تسلیم { زیبایی و نیکوی و دانایی باشیم }

اما سوال این است که معنای{ زیبایی} چیست ؟

اهل حکمت گفته اند : { زیبایی} طبیبی است که می تواند مزاج و خلق و خوی آدمی را اگر بیمار شده باشد شفا بخشد یعنی از ناهماهنگی به هماهنگی و از پریشانی به نظم و از ،زشتی به زیبایی آورده و بر عمر آدمی بیافزاید :

از نظیری نیشابوری می خوانیم که : 

روی نکو معالجه ی عمر کوته است. 
این نسخه از علاج مسیحا نوشته ایم.

تسلیم خدا بودن یعنی مسلمان بودن به تعبیر دیگر تسلیم زیبایی بودن است ،  چرا که خداوند مظهر کامل زیبایی  جمال است [ و کل جمالک جمیل ]اما منظور از زیبایی چیست ؟  
به تعبیر سعدی معنی زیبایی { خوبی} است  چرا که خوبی به حقیقت باطن همان زیبایی است  ،در داستان حضرت یوسف ع در قرآن کریم ، یوسف مظهر زیبایی و خوبی است.

توضیح این که : 
اگر چیزی زیباست به سبب خیری است که در آن است ،اگر تبسم محبت آمیز زیباست از این روست که خبر می دهد از دوستی ،از حمایت ،از لطف و شفقت  که کودک از دیدن تبسم مهر آمیز بر لبهای مادر غرق در سرور می شود و آن زیباترین چیزی است که در خیالش نقش می بندد.

در داستان حضرت سلیمان نبی ع که در آیاتی از سوره ی ص قرآن کریم آمده است( 3. تا 35 ) نکته ای در ضمن آیه ی 33 همین سوره آمده است : 

" ردوها علی فطفق مسحا بالسوق و الاعناق " 
یعنی" باز مشغول دست کشیدن به ساقها و گردن اسبان شد "
این آیه از عشق حضرت سلیمان به اسبان زیبا و نجیب ،به نحوی که اشتغال به این زیبایی سبب شد که او از نماز غافل شود ،
وچون عامل این غفلت از نماز ،استراق در { زیبایی} و لطف اسبان بوده است [ به حقیقت همان دست کشیدن بر ساق و گردن اسبان و زیبایی آنان را ستودن ،خود اشتغال به حق و یاد خداست ] به همین جهت است که خداوند ، خورشیدی را که غروب کرده است بار دیگر به آسمان می آورد.

البته این کار از باب معجزه نیست بلکه رمز و کنایه است که
 [ هرکس به زیبایی اشتغال دارد خداوند آنچه را از او فوت شده به او باز می گرداند] کدام زیبایی ؟ آن زیبایی که انسان قبل از دیدن آن ، خالق زیبایی را دیده باشد. 
 قبل از اثر پی به موثر برده باشد ،  
به قول بابا طاهر : 
به دریا بنگرم ،دریا تو بینم. 
به صحرا بنگرم ،صحرا تو بینم. 
به هر جا بنگرم ،کوه و در و دشت. 
نشان از قامت رعنا تو بینم. 

ویا به قول  سعدی : 

برگ درختان سبز،در نظر هوشیار. 
هر ورقش دفتری است ،معرفت کردگار. 

ویا 
آفرینش همه تنبیه خداوند ،دل است. 
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار. 
این همه نقش عجب بر درو دیوار وجود. 
هر که فکرت نکند ،نقش بود بر دیوار.

آن زیبایی که آدمی را از خداوند غافل کند ، زیبایی نیست بلکه شیطان است ، 
شیطان به هرآنچه که انسان را از خدا دور می کند ،گفته می شود. اعم از مال و مقام و زیبایی و....

تصدیق کردن زیبایی و خیر و خوبی [ پیشتر عرض کردم که زیبایی اگر متضمن خوبی و خیر نباشد ، زیبایی به حساب نمی آید ] همان ایمان به خداست و اگر کسانی هستند که به ظاهر خدا را انکار می کنند اما دل داده ی زیبایی و خوبی و خیر هستند آنها منکر و کافر نیستند  و آن خدایی را که می گویند باور نداریم ، خدایی است ساخته از اوهام بعضی متولیان دین چه در غرب و چه در شرق که هیچ خردمندی به چنان خدایی ایمان نمی آورد.

شاعر بزرگ انگلیسی " شللی" رساله ای نوشته است با عنوان [ در ضرورت انکار خدا ] ودر آن رساله تصورات نادرستی را که اصحاب دیانت مسیح  در باره ی خدا عرضه کرده اند نقد و ابطال کرده است  و گویی این بیت سنایی غزنوی در خاطرش آمده است : 

ای هواهای تو ، هوا انگیز. 
وی خدایان تو ،خدای آزار.

برتراند راسل ریاضی دان و فیلسوف برجسته ی انگلیسی ،به زیبایی و به نیکویی ایمان داشت  هم عطای بسیار به بشریت کرده و هم هر کجا کاری را دور از شأن و منزلت انسانی یافته از آن پرهیز کرده است.

در آیه ی 8 سوره ی شرح [ انشراح] آمده است : 
 والی ربک فارغب ،یعنی ( ای پیامبر _ ای مومن) 
و دل و جان خود را به جانب پروردگار بگردان. 

آیه ی فوق پیوسته در باره ی آدمیان از هر دیانت که باشند مصداق خواهد داشت که : 

هرکس  عطا کند خوبی ها را. 
هرکس دوست بدارد زیبایی ها را. 
هرکس دور بدارد بدی ها را. 
هرکس گرامی بدارد ،دانش و دانایان را 

خداوند راه آسایش و سعادت را برای او سهل و هموار خواهد کرد.  

روی دیگر سخن این است که : 
هرکس را عطایی و سخایی نباشد 
هر کس برکتی و خدمتی برای خلق خدا نباشد . 
هرکس  پرهیزگار  نباشد. 
هر کس زیبا پسند نباشد 
و با علم و عالم  مانوس نباشد. 
بی گمان خداوند راه همواری تا دروازه ی جهنم برای او خواهد کشید. 

{{ اگر چه خود را به دیانتی و احکامی و شریعتی منسوب کند }}
 نمی توان زیبایی را فهمید و بدان گرایش داشت ودر عین حال منکر آن شد.

یک مناره در ثنای منکران. 
کو در این عالم که تا باشد نشان.
.مولوی/ مثنوی

خدا نگهدار
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتابطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب