درس سحر / غفلت 2 ,

۱۳۹۵/۵/۶ چهارشنبه
(0)
(0)
درس سحر / غفلت 2
درس سحر / غفلت 2
بسم الله الرحمن الرحیم 
الهم صل علی محمدوآل محمد و عجل فرجهم 
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته 
صبح دوستان بخیر

روز گذشته عرض کردم که  وقتی برای زیارت اهل قبور و به عبارت بهتر اهل لا اله الا الله می رویم و به آنها به هنگام ورود سلام می دهیم و عرض می کنیم:
السلام علیک یا اهل لا اله الا الله ،
 من اهل لا اله الا الله
بحق لا اله الا الله
کیف وجدتم قول لا اله الا الله  
و شروع به طلب مغفرت برای خود و برای آنان می کنیم ،
 مبادا 
از جمله ی غافلان و غفلت زدگان باشیم که فراموش کرده اند برای چه به این دیار آمده اند ، تنها به صوت قرآن و شستن قبر آنان و توضیح خرما ونقل و میوه و .... اکتفا کنیم.

به هنگام قرائت و تلاوت آیات قرآن بر سر مزار اقربا و دوستان و عروجیان وخلوت گزیدگان خاک ، فراموش نکرده و غفلت نکنیم که آیات قرآن در بعضی سوره ها کلامی است تیغ در دست که به ناگاه سینه ی غافلان و فراموش کردگان حق را می شکافد ، اگر چه زرهی از آهن و پولاد بر خود پوشیده باشند ودر برجها و باروهای مستحکم از تعلقات دنیوی خود را محفوظ داشته باشند .

معروف است که فضیل عیاض [ در درسهای قبل معرفی شده است ] از بزرگان اهل معرفت در آغاز راهزن بود . با یارانش در تنگنای کمین می کردند و چون قافله بدان تنگنا می رسید بر آنها می تاختند و اموالشان را به غارت می بردند .. 
شبی فضیل در گوشه ای کمین کرده یود و منتظر قافله ای بود که به آنها نزدیک  میشد . در سکوت بیابان شنید مردی را در قافله که با صدای خوش این آیت را تلاوت می کرد که :

الم یان للذین امنوا  ان تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق و لایکونوا کالذین اتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامدفقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون / حدید  16

آیا اهل ایمان را هنگام آن نرسیده است که دلهایشان به یاد خدا و آنچه از حق و حقیقت نازل کرده است خاشع گردد؟ ومانند کسانی نباشند که از این پیش کتابی بر ایشان فرستاده شد و زمانی دراز بر آنان گذشت و دلهایشان زنگ قساوت و خشونت گرفت و بسیاری از ایشان فاسق و نابکار شدند . / حدید 16

وای کلام خدا آنچنان در دل فایل اثرکرد که بی درنگ پاسخ داد : 
" چرا ،چرا،هنگام آن رسیده است " هنگام ون رسیده است که اهل ایمان دلهایشان به یاد خدا خاشع و خاضع گردد و بیش از این در کار ناروا درنگ نکنند و مداومت نورزند  و کار امروز را به فردا نیفکند که ای بسا فردایی درکار نباشد و دستشان از دامن خوبی و زیبایی کوتاه ماند و تهی دست با باری از حسرت و پشیمانی به دیدار پروردگار خویش روند . 
این عمر کوتاه فرصت زرینی است .


واین کلام خدا آنچنان در دل فضیل کارکرد ....

ای که دستت می رسد کاری بکن 
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار . 
سعدی

گشت امروز برخی ( فدا) فردای من . 
وای بر فردای ناپیدای من . 
ابوالحسن ورزی

آیا دلسوخته ای همانند فضیل عیاض نیست که این آیات رحمانی را با طنین گرم بر مردمان  جهان تلاوت کند ؟ تا این  غارتگران که در کمین جان و مال مردمان نشسته اند به خود آیند و از عاقبت کار بهراسند و به قافله ی خوبان بپیوندند ؟ 
آیا می توان هم قرآن خواند و هم به بیت المال مردم د ست درازی کرد ؟ 
آیا نباید این آیاتی که از فضیل عیاض راهزن   عارف فاضل و متقی زمان خود ساخت امروزه هم از رانت خواران و فاسدان و دزدان اموال مردم ، فضیلهای دیگری بسازد ؟  
چه بسیار بر سر مزار درگذشتگان ودر مجالس ترحیم آنان قرآن خوانده می شود ولی در بسیاری از غافلان و اسیران غفلت دنیوی اثری نمی کند .

معروف است که فضیل پس از بیداری با یارانش بع قافله ملحق شد . 
یکی او را گفت : می ترسیم از این گردنه که شنیده ایم کمینگاه فضیل عیاض غارتگر است  عبور کنیم . فضیل  گفت : 
" مژده باد شما را ،آن فضیل بمرد و فضیل دیگر با جانی دیگر به دنیا آمد که از او جای هیچ هراسی  وترسی نیست "

زنده کدام است بر هوشیار . 
آن که بمیرد به سر کوی یار . 
سعدی

فرد غارتگر و دزد و بدکاری که با اخلاص و ایمان با گوش جان سپردن به آیات قرآن و با عبرت نگریستن به آرامگاه خفتگان ابدی  ،به نیکی گراید ،گویی مرده ای است که از حیات پاک تازه ای برخوردار می شود و این حیات تازه هدیه ای است که خداوند به همه ی نیکوکاران مخلص از زن و مرد به( پاداش فهم در قرآن و زیارت اهل قبور  و اهل لا اله الا الله) عطا می کند .( نحل 97)

آیا 
وقت آن نرسیده است که در مجالس ترحیم و مجالس بزرگداشت درگذشتگان بازنگری کنیم و این هزینه های چندصد میلیونی که صرف خرید گل و دیگر ابزار تجمل می شود را به جای خود هزینه کنیم و دست از فخر و مباهات و خودنمایی برداریم  تا در تکاثر فرو نرویم آنچنان که  اعراب جاهل قبل از اسلام به زیارت گور مردگان و شمارش آنان برای فخر فروشی می رفتند  ؟ 
الهیکم التکاثر حتی زرتم المقابر

آیا 
وقت آن نرسیده که انسان ها خود را تسلیم خوبی ها و نیکی ها و زیبایی ها کند ؟ واز این همه رنج و محنت که به نام" من" برای خود ودیگران پدید آورده اند برهند ؟
چه بسا فضیل هایی باشند که به ندای قرآن پاسخ مثبت دهند و به قافله ی خوبان بپیوندند . 
وگرنه 
گر تو قرآن بدین نمط خوانی .
ببری رونق مسلمانی . 
سعدی

به زیارت اهل قبور می رویم ولی تمام توجهمان به قبرستان است و قبر متوفا موردنظر ،و کمتر به یاد خدا ، کدام قطعه گرانتر یا ارزانتر است ،پیش خرید قطعه چقدر است ،سنگ مرمر بهتر برای قبر کدام است و چهلم را در کدام رستوران پذیرایی کنیم تا آبرومند باشد و حق متوفی را ادا کرده باشیم ؟

خدا در آیه ی 2.5 سوره ی اعراف تذکر می دهد که به یاد من باشید از فراق من زاری کنید ،بدون خودنمایی(  مراسم را برگزار کنید )
 واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خفیه ودون الجهر من القول بالغدو والاصال ولاتکن من الغافلین.
در زیارت اهل قبور ودر کنار قبور عروجیان به یاد خدا باشیم 
از او یاد کنیم تا از ما شکوه نکند  که چرا مرا فراموش کردی 
 بنده ی من مرا یاد کن ،شور عشق مرا در دل زنده گردان . 
هر صبح و شام بدون غوغای خودنمایی .  

اصل" ذکر" من است ، عزیز متوفا ی تو در جوار رحمت من آرمیده است . ، معشوق او ،منم ، 
چرا او را به من نمی سپاری ؟ چرا از من یاد می کنی تا ازتو واز عزیز متوفای تو یاد کنم ؟

به این شکوه ی شیرین از شاهد یکتای عالم  از زبان حکیم نظامی درکتاب مخزن الاسرار توجه کنیم :

کدامین ساعت از من یاد کردی ؟
کدامین روزم از خود شاد کردی ؟ 
کدامین جامه بر یادم دریدی ؟ 
کدامین خواری از بهر کشیدی ؟ 
کدامین پیک را دادی سلامی ؟ 
کدامین شب فرستادی پیامی ؟ 
{{ تو ساغر می زد با دوستان شاد . 
قلم شاپور می زد ،تیشه فرهاد .}}

چرا از معشوق خود {غافلی} آیا  معنی کفر{غفلت} از یاد معشوق  نیست ؟ آیا نشان  عاشق این نیست که در هیچ حالی حتی در خواب نباید از یاد معشوق غافل باشد ؟  .

نورالدین عبدالرحمان جامی شاعر و عارف قرن نهم هجری قمری  می فرمایند : 

دلی کاو غافل از حق یک زمان است . 
در آن دم کافر است اما نهان است 
اگر آن غافلی پیوسته بودی . 
در ( به کسر ،را ) اسلام بر وی بسته بودی . 

درواقع اگر آدمی بخوابد ودر آن خفتن در رؤیای معشوق باشد ،بهتر از آن است که بیدار باشد ودر غفلت به سر برد . 
پیامبر اکرم اسلام ص فرموده اند که : 
من اگر به خواب روم این چشم من است کهدر خواب است اما قلب من به یاد محبوبم بیدار است . 
گفت پیغمبر که عینای تنام . 
لاینام قلبی عن رب الانام . 
مولوی

و حافظ می فرمایند : 

سحر کرشمه ی چشمت به خواب می دیدم . 
زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است.

با کلام شکسپیر از کتاب نمایشنامه ی تاجر ونیزی ، پرده ی پنجم ،صحنه ی اول 
به درس امروز پایان می دهم 
دقت بفرمائید }}}
انسانی که در دلش نغمه و آهنگی نیست . 
یا از نغمه و آهنگ به وجد نمی آید .  
شایسته ترین فرد برای هر گونه خدعه 
و جنایت و تجاوز و غارت است . 
روحش چون شب ،سیاه و ملال انگیز ، 
و دلش چون شیطان ، تیره و ظلمانی است .

و من یعش عن ذکر الرحمان نقیض له ،شیطان فهو له ،قرین /  زخرف  36

خدا نگهدار 
دعا بفرمایید
مرتبط با این بخش
درس سحر / غفلت 1
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
طراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتابطراحی شده توسط شرکت طراحی سایت و سایت ساز آنلاین یوتاب